تبليغاتX
Students review professors
انتقال به blogspot شنبه ششم مهر 1387 0:36
به نام خداوند جان آفرين

سرعت کم، عدم دسترسي به موقع، امکانات کم و ... سبب شد که از اين مکان به Blogspot نقل مکان کنيم.

همواره نقل مکان نمودن سبب گمراه نمودن برخي و هدايت برخي ديگر مي‌شود، شما که اين پست را مي‌بينيد انشاء الله جزء هدايت شدگان هستيد. آدرس جديد ما

http://studs-review-profs.blogspot.com

با تشکر از اينکه زحمت خواهيد کشيد و آدرس جديد ما را به آدرس‌هاي خود مي‌افزائيد. منتظر نظرات شما در آنجا نيز هستيم.

نوشته شده توسط سيد مهدي زرگرنتاج  | لينک ثابت

دکتر، از مقاله خوشش اومده! جمعه پنجم مهر 1387 16:53

به نام خداوند جان آفرين

آداب معاشرت، نوع حرف زدن، نحوه برخورد با دانشجويان، چگونگي استدلال کردن، حتي برخي اوقات سبک و الگوي فکر کردن هم به نوعي ارثيه و از استاد به دانشجويان (اغلب کارشناسي ارشد و دکتري) منتقل مي‌شود. اغلب دانشجويان از نظر رفتاري، استادي رو که مي‌پسندند، شبيه‌سازي مي‌کنند و سعي مي‌کنند رفتارهاي اونو اجرا کنند. به نمونه‌هاي ذيل توجه کنيد.


- ممدي، چطوري؟ مي‌ري پيش دکتر؟
- اره، مي‌رم گزارش بدم
- تو خفه نشدي، هر هفته بهش گزارش مي‌دي؟ بابا، اين استادت خيلي بداخلاقه.
- نه بابا، سخت‌گيره! هر چيزي رو قبول نمي‌کنه، آدم خوبيه، برخي اوقات تند ميشه!
(استاد واقعاً بداخلاقه و به بداخلاقي مشهوره)

- خجالت نمي‌کشي، مقاله يکي ديگه رو کپي زدي؟ ننگت باد برگ چغندر!
- مهدي جان، کپي چيه، ايده‌اش رو عوض کردم.
- سه رو کردي چهار، ايده عوض شد! بچه گول مي‌زني؟
- بابا، مي‌دوني دکتر چقدر ازش استقبال کرد، شبيه‌سازي کرديم، جواب داد.
- مثل خواننده‌هاي جديد هستند که ترانه‌هاي قديمي رو بازخواني مي‌کنند، عنوانشو عوض مي‌کنين و اعدادشو! 
- دکتر بلده مقاله بده، زرنگه، خيلي ازش خوشش اومده!

- مهدي، يه درس مهندسي نرم‌افزار گرفتم دانشگاه ...، حالشو ببر.
- تو که سخت‌افزاري هستي، توي مهندسي نرم‌افزار گير مي‌افتي، تابلو مي‌شي، ميخ ندارم بچسبونمت به ديوار.
- بابا، حالا يه جوري سرهمش مي‌کنيم.
- چي رو سر هم مي‌کنم، يه چيزي بگو بهت بياد
- بابا، فکر کردي دکتر توي ... چيکار مي‌کنه، کل سه ساعتش ده دقيقه درس نمي‌ده!
- خوبه، استاد خودته، اگه يکي ديگه بود، چي مي‌گفت.
- اتفاقاً خودش درس رو برام جور کرد!

- حاجي، بي خيال شو، کسي که براي درس «کارگاه کامپيوتر» اين طوري کار نمي‌کنه، ترم يکي چي مي‌فهمه؟
- اتفاقاً ترم يکي‌ها خيلي مهمترند
- جزوه‌ات که کامله، دانشجو بخونه ياد مي‌گيره، پاورپوينت ديگه چيه، وقتت رو الکي مي‌زاري؟
- پاورپوينت به دانشجو خيلي کمک مي‌کنه، ببين چطوره؟
-  ديدمش، خيلي خوبه، از اين مي‌ترسي بري سرکلاس چيزي بپرسند بلد نباشي؟  
- نه، بهرحال مسلط بودن يه چيزي ديگه‌اس. يادمه خانم دکتر با اينکه درس ... رو مي‌تونست ارائه بده، وقتي بهش گفتم، ارائه نداد و ‌گفت چند ترميه درس ندادم، و مي‌خواست تابستون بره دوباره مرور کنه و ترم پائيز ارائه بده!
(خانم دکتر منظور استاد راهنماي دانشجو است)

دانشجويان وقتي از استادي خوششون بياد رفتارهای اونو توجيه مي‌کنند، دانشجويي که استادش بداخلاقه، اونو توجيه مي‌کنه و اين رفتار استاد براش پذيرفته شده مي‌شه، همينطور دانشجويي که مقاله کپي مي‌کنه، در واقع اين استادشه (استادهايي که داشته) که بهش ياد داده (يا عمداً يا سهواً يا بدون اطلاع). برخي اساتيد با تعريف کردن از عمل بد دانشجو پا رو فراتر مي‌گذارند و توجيه کردن رو بهش ياد مي‌دن. البته روي ديگه قضيه اينه که دانشجو تاثير مثبت از عملکرد استاد مي‌پذيره و همينطوري پابرهنه به عرصه هر درسي وارد نمي‌شه با اينکه توان انجام درس رو به هر شکلي داره.
اين جملات به معني رفع اتهام از دانشجو نيست، بلکه تنها بيان برخي تاثيرات رفتار اساتيده که با يا بدون اطلاع آنها تکثير مي‌شه.
استاد محترم: به دانشجوهاي خودت نگاه کن و ببين چه رفتارهايي رو از شما کپي زدند، شايد بد کپي زده باشند!


موافقان: رفتارهاي نسنجيده اساتيد و حتي تناقض رفتار و عمل در دانشجويان بخصوص بچه‌هاي ليسانس و فوق تاثير زيادي داره!
مخالفان: دانشجو نبايد به اين چيزها توجه کنه، بايد درسش رو بخونه!

نوشته شده توسط سيد مهدي زرگرنتاج  | لينک ثابت

بسمه‌تعالی

«در هر ملت چراغی است که به عموم افراد نور می‌دهد و آن معلم است.»

ویکتور هوگو

قبل از آغاز کلام بر خود لازم می‌دانم از اساتید بزرگواری که من و دوستانم مرهون زحمات این عزیزان هستیم، قدردانی کنم. چنانچه دوستان پیش از این اشاره کردند، در وبلاگ هدف معرفی افراد خاطی نیست، بلکه قصد داریم رفتارهای غلط را مطرح کنیم. با تعمد بر این رویه، ضمن آن که قصد داریم آلوده باندبازی‌های رایج در فضای آکادمیک و بعضاً لجبازی‌های کودکانه نشویم، امید است حرکتی در راستای بهبود وضع موجود ایجاد شود.

بیش از حاشیه نمی‌روم و می‌پردازم به نخستین حکایت از این سلسله:

پیش از آغاز از این که برخی بخش احتمالا گنگ خواهند بود پیشاپیش عذرخواهی می‌کنم،‌ چرا که در غیر این صورت نام افراد بر همه آشکار خواهد شد.

اولین کلاس دوره‌ی ارشد من بود. در اولین کلاس واقعاً‌ دلسرد شدم و هرچه بیشتر می‌گذشت ناامیدتر می‌شدم. استاد که انسان با شخصیتی به نظر می‌رسید خوب درس نمی‌داد. کمی که پیش‌تر رفتیم به این نتیجه رسیدم که بعضاً مطالب را اشتباه بیان می‌کنند، من هم سعی می‌کردم خودم بخونم، می‌دونید که وقتی مطلبی را اشتباه در ذهن شما جای بیندازند باید یک زمانی بگذارید تا از اشتباه بیرون بیایید و بعد تازه شروع به فهمیدن اصل مسأله کنید، ‌از بچه‌های سال بالایی شنیده بودم که ایشان به حضور در کلاس بسیار اهمیت می‌دهند، مضافاً‌ بر این در امتحان‌ها باید سعی کرد خوش‌خط و حتی‌المقدور با خودکارهای رنگی نوشت! بعد از این بود که من تصمیم گرفتم سر کلاس آن بخش را که درس می‌دهند خودم بخونم؛ این‌طوری هم سر کلاس حاضر بودم هم حوصله‌ام سر نمی‌رفت و برای این که دانشجوی فعالی تلقی بشوم هر از گاهی سؤال هم می‌کردم. با این سؤالات به این نتیجه رسیدم که دانش استاد در این درس از من کمتره (باور کنید، اغراق نمی‌کنم اگر لازمه قسم بخورم؟ لازم نیست؟ خوب ادامه می‌دهم) یک‌بار در مورد یک چیزی سؤال کردم یک نتیجه‌گیری منطقی ساده که در کتاب صراحتاً‌به آن اشاره شد بود، متوجه شدم که استاد نقیض این مطلب را گفته‌اند، ما هم دیدیم عجب سوتیی دادیم، آخه این هم سؤال بود، خواستیم خودمون را جُل کنیم، ضایع شدیم، از طرفی نمی‌خواستم کوتاه بیایم با من و من گفتم ببخشید من زبانم یک کم ضعیفه این جای کتاب این طوری نوشته، شاید من درست نمی‌فهمم ایشان با وقار فرمودند بدید ببینم، بعد از این که اون بخش را خواندند سرشان را تکان دادند (البته یک کمی هم سرخ شدند) و گفتند اینم میشه!
این حکایت ادامه دارد.....

در قسمت بعدی راجع به امتحان و نمره‌های ایشان می‌نویسم.

نوشته شده توسط احمد محمودي  | لينک ثابت

قابل اصلاح بودن اساتید دوشنبه یکم مهر 1387 1:59
با سلام،

برخی از دوستان در comment  های پست قبلی اشاره به این نکته کرده بودند که خود اساتید سیستم را ایجاد کرده‌اند و حاضر نیستند این وضعیت را عوض کنند و به خودشان فشار بیاورند. صحبت‌های مشابه این‌ها را زیاد شنیده‌ام. می‌خواهم به دوستان عزیز بگویم که این‌قدر هم بدبینانه نگاه نکنید! چند تا حرف در این راستا می‌خواهم بگم.

شاید دوستانی که منو میشناسن میدونن که به خاطر کدورت با یکی از اساتید به دردسر زیادی برای من وجود آمد. استاد همون مطالب رو که موقع دانشجویی یاد گرفته بود با یک سناریو از پیش آمده شده(مانند نوار ویدویی) تدریس می‌کردند. برخی از قسمت‌های درس مطالبی تدریس می‌کردند اشتباه بود و (من فکر می‌کنم می‌دانستد و زحمت تصحیح به خودشان نمی‌دادند) و در مورد تصحیح ورقه‌ها هم که جای خود دارد. به طور طبیعی به عنوان یک دانشجو شاکی بودن از این استاد طبیعی است ولی حالا جور دیگه به جریانبه نگاه می‌کنم:

ایشان یکی از بنیان‌گذاران رشته کامپیوتر در ایران هستند. زحمت‌های ایشان و اینکه شاید بسیاری از اساتید خوب ما شاگردان ایشان هستند کمی جای تأمل را باز می‌کند. بعدا شنیدیم که ایشان نزدیک به ۱۵ سال مشکل شخصی حادی داشتند! علاوه براین سیستم معیوب ایشان را اینطوری کرده‌است. خدا می‌داند چند سال ایشان در حسرت یک دانشجوی با انگیزه بودند. احساس الان من اینه که دانشجو و استاد هردو در این سیستم قربانی هستند.

من فکر نمی‌کنم که بسیاری از اساتید از وضعیت فعلی راضی باشند به عنوان مثال به بلاگ اساتید علیه تقلب رجوع کنید. تعداد اندک شماری از اساتید هستند که واقعاً دارند سیستم را به اینجا می‌کشانند تا از بی‌سوادی خودشان رنج نبرند.

من یقین دارم که دانشجویان می‌توانند در این سیستم تغیراتی بدهند (بدانید که بسیاری از اساتید نیز شما را همراهی خواهند کرد). به عنوان مثال در حدود سال ۸۱-۸۲ من و عده‌ای از دوستان شروع کردیم به حرکت‌هایی در دانشکده (آن موقع سیستم مدیریت دانشکده خیلی بدتر از الان بود) نمی‌توانم بگم که برخی از اون مشکلات را حل کردیم ولی برخی از آنها را کمرنگ کردیم.

یک بار دیگر به مشکلاتی که من در سری قبل لیست کردم نگاه کنید (میدونم خیلی بیشتر از اینهاست نمیشه همه رو توی پست آورد! آونا مثال هستند). ببینید چند تا از اونا بدون همکاری دانشجویان عملی هستش!

شما هم امتحان کنید و موقع فارغ‌التحصیلی تفاوت ایجاد شده را احساس می‌کنید.
نوشته شده توسط امير هدايتي  | لينک ثابت

پروژه‌هاي صنعتي: خوب، بد، زشت! یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 17:37
به نام خداوند جان آفرين

- سلام آقاي دکتر
- سلام، چطوري؟
- خوبيم، شکر خدا
- بازم که سرو کله‌ات تو دانشگاه پيدا شد؟!؟
- اومديم کمکون کنيد
- چه کمکي مي‌خواين؟
- آقاي دکتر، ما يه پروژه نرم‌افزار گرفتيم، الان نمي‌دونيم چه جوري انجامش بديم!
- وقتي نمي‌دوني چه جوري انجامش بدي، چرا اصلاً گرفتيش؟
- براي زندگي کردن، بالاخره ما هم بايد زندگي کنيم، همش نمي‌تونيم به جيب بابا و مامان نگاه کنيم!
- حالا پروژه چي هست؟ تعريف کن ببينم.
 -  ....
شايد شما هم مثل بقيه دانشگاه‌ها داراي اساتيدي هستيد که پروژه مي‌گيرند و داراي تيم‌هاي پروژه، آزمايشگاه‌هاي تحقيقاتي و نظير آن هستند. پروژه‌هايي که از بيرون دانشگاه توسط اساتيد به داخل دانشگاه هدايت مي‌شوند و اغلب هم به همراه خود پول و يا امتيازاتي را براي دانشگاه به ارمغان مي‌آورند. پروژه‌هايي که توسط دانشجويان انجام مي‌شوند و از آنها افرادي زبردست و آشنا با محيط بيرون دانشگاه مي‌سازند. مهندسي برق و کامپيوتر مملو از چنين پروژه‌هايي است و اساتيد با پارتي، زبردستي، هوش، تجربه و ديگر مهارت‌هاي خود آنها را از بيرون مي‌گيرند اما ....
پروژه‌ها زوايايي مختلفي از عملکرد اساتيد را به تصوير مي‌کشند که با درک آنها مي‌توان به تفکرات استاد، توان استاد، ارزشي که استاد براي دانشجويان (شايد هم علم) قائل است و غيره پي برد. اما مهمترين مسئله‌اي که اساتيد برق و کامپيوتر بايد مد نظر قرار دهند اين است که دانشجو (نرمال و نه آنرمال) در انتهاي فراغت از تحصيل بايد توان و دانش لازم براي روبرو شدن با مسائل محيط (علمي و/يا صنعتي و/يا تخصصي) خود را داشته باشد.

خوب
- دانشجو درس رو عملي پاس مي‌کنه و درس بر مويرگ‌هاي ذهنش حک مي‌شه!
-  هم استاد و هم دانشجو پولي گيرشون مياد
- اگه پروژه در راستاي پايان‌نامه باشه، کارش تو پايان‌نامه راحته و تسلط داره
- اعتبار استاد و دانشگاه هر دو بالا مي‌ره (البته اگه پروژه موفق باشه!)
- استاد با علم عملياتي روز آشنا مي‌شه!
- دانشجو پس از فراغت از تحصيل براي انجام کار گيج نمي‌زنه!

بد
- استاد کل کار رو به دانشجو مي‌سپاره و خودش فقط خروجي‌ها رو نگاه مي‌کنه و پولش رو مي‌گيره!
- دانشجو فقط دو دره کردن پروژه رو از استاد ياد مي‌گيره (با کمي خالي‌بندي!) البته اگه دانشجو متعهد باشه، فشار زيادي بهش مي‌آد
- استاد به نام انجام پروژه، کلاس درس رو دو در کنه و کلاس‌هاش بي‌کيفيت بشه! (برخي استادها اصلاً تو دانشگاه ديده نمي‌شند، برخي فقط سوسوک مي‌کنند!)
- مفهوم درس زير سوال مي‌ره و همين بر مويرگ‌ها حک مي‌شه!
- اعتبار خود استاد جهنم!، اعتبار دانشگاه و دانشجوهاش به باد مي‌ره! (دانشجو: مال فلان دانشگاهي؟ فلاني استاد شماست، عجب آدم پيچيه! اين بشر، خيلي سوتيه!)

زشت
- استاد، توان (مجموعه‌اي از دانش، تجربه، شجاعت، هوش و غيره) پروژه گرفتن رو نداشته باشه و خودش رو توجيه کنه (و يا ديگران رو به داشتن پارتي متهم کنه!)
- استاد تنها به زاويه بد پروژه‌ها نگاه کنه!
- استاد، دانشجوها را ضعيف بدونه و اونها را لايق انجام پروژه ندونه (اگه دانشجو ضعيفه، محصول کار شما و همکاران شماست)
- استاد، عوامل زيادي مثل دانشگاه و مسائل حاشيه‌اي رو در پروژه نگرفتن دخيل بدونه و هيچ تحرکي نشون نده!
- استاد غرق در مقاله دادن باشه (تازه اون هم کپي، پيست مقالات) و به کار اجرايي دانشجوها اهميتي نده! (استادي را تصور کنيد که نه خوب درس مي‌ده، نه مقاله خوبي مي‌ده و نه پروژه مي‌گيره!)

مطمئناً مسائل ديگري نيز در پروژه گرفتن و يا نگرفتن اساتيد دخالت دارند، که در اينجا فقط قسمت کوچکي از آنها را مورد بررسي قرار داديم. کلام آخر اينکه، پروژه خوبه (يا بده) اما به اندازش.

موافقان: پروژه يعني دانش روز، پول، اعتبار، تجهيزات، توانايي، حرکت.
مخالفان: پروژه يعني دودر کردن، کلاس بي‌کيفيت، خالي‌بندي، بي خيالش!

نظر شما چيه، اساتيد رو تشويق کنيم پروژه بگيرن، يا اينکه بريم زيراب پروژه گرفتن رو بزنيم؟ 
نوشته شده توسط سيد مهدي زرگرنتاج  | لينک ثابت

سوات استاد! جمعه بیست و نهم شهریور 1387 15:0
به نام خداوند جان آفرين

يکي از بزرگترين آرزوهاي دانشجويان ديدن استادي است که از سواد کافي برخوردار باشد. سواد استاد يا به عبارت بهتر دانش و تخصص او در زمينه‌اي که تدريس مي‌کند، مجموعه دانشي عملي و تئوري است که استاد در گفتار، نوشتار، حرکات و ... ارائه مي‌دهد. اغلب اساتيد در زمينه سواد يک منحني نرمال دارند که در سال‌هايي از تدريس‌شان به اوج مي‌رسد و پس از آن آهسته آهسته پائين مي‌آيد. بتدريج استاد بر درس مسلط شده، بدين معني که مي‌داند چه چيزهايي را بايد درس دهد و درس نمي‌دهد، چه چيزي را بلد نيست و وارد آن نمي‌شود، جواب دانشجويان چيست و .... اما....
با عروج دانش به ملکوت اعلي و پيشرفت ممتد آن و عدم تحرک ذهني استاد، خلاي از دانش در تفکرات و دروس استاد پديد مي‌آيد و امان از دانشجويان تازه به صحنه رسيده که بر اين خلا پابرهنه مي‌تازند. چه مي‌شود وقتي به عنوان دانشجو به اين خلا وارد مي‌شويد؟؟؟ .... جرو بحث؟ .... نه بابا ..... ميندازه؟ ...... بي‌خيال .... به چند نمونه ذيل توجه کنيد.
 - ببخشيد آقاي دکتر، اين کتابي که براي درس سيستم عامل توزيع شده معرفي کرده براي سال 95 هست، تننباوم يک کتاب ديگه سال 2000 چاپ کرده که مطالبش از اين بهتره، چرا اونو معرفي نمي‌کنيد؟

- من 18 کنکور بودم، ليسانس شريف بودم، فوق ليسانس هم شريف بودم، دکتري چون شريف نداشت، رفتم اميرکبير. نمي‌خواد شما بري برام کتاب پيدا کني.

- ببخشيد استاد، من براي مقاله‌ام نياز به شبيه‌سازي دارم. نسخه اصلي اين نرم‌افزاري که شما امروز توضيح دادين رو يکي از دوستانم داره، مي‌تونم بيام کمي راجع به عملکرد نرم‌افزار برام توضيح بدين؟

- احتمالاً دوستت اشتباه کرده، با اين نرم‌افزار کار نکني بهتره، چون نسخه‌اش اصل نيست، کارتو خراب مي‌کنه، به نظر من داده‌هاتو تو Excel وارد کن و همونجا نمودار بکش!

- خسته نباشيد آقاي دکتر، من نمرات دانشجويان رو تو Excel وارد کردم، تنها کافيه يه بازبيني بکنيد و اونها رو تو ليست نهايي وارد کنيد.

- (نيم ساعت بعد در مکالمه تلفني) ببخشيد آقاي بامرام، شما ميانگين نمرات دانشجويان رو محاسبه نکردين، لطفاً بيايد اين کار رو هم انجام بدين!

(در جلسه جستجوي پيشرفته که دانشگاه براي دانشجويان ارشد و اساتيد دانشکده برق و کامپيوتر برگزار نمود و بيشتر اساتيد حضور داشتند)
- خب، شما مي‌تونيد برين تو قسمت جستجوي پيشرفته تو سايت گوگل و بعد از رفتن، اين گزينه‌ها رو مي‌بينيد

- اِ مهندس، گوگل رو از کجا آورديد؟ (منظورش اين بود که چه طوري فهميدي بايد بري تو گوگل جستجو انجام بدي و نه وب سايت ديگه‌اي)

- آقاي دکتر، من مي‌خوام براي شرکتمون يک نرم‌افزاري حسابداري بنويسم؟ از کجا شروع کنم؟ کتاب مهندسي نرم‌افزار پرسمن رو بخونم يا RUP رو؟
(دانشجو درس رو خوب نفهميده و نتونسته بين مهندسي نرم‌افزار و RUP ارتباط برقرار کنه)

- نرم‌افزار حسابداري که ارزونه، يکي بخري بهتره!

-ببخشيد آقاي دکتر، مگه شما (نرم‌افزار ( cadence هم کار کردين؟

من يه زماني خداي cadence بودم، البته داراي ورژن‌هاي مختلفيه، شما کدوم ورژن رو دارين!

به نظر شما چند درصد دانشجويان در صحبت با اساتيد به خلاء ذهني آنها پي مي‌برند؟
آيا شما هم تجربه ورود به خلاء دانش اساتيد داشتيد؟
نوشته شده توسط سيد مهدي زرگرنتاج  | لينک ثابت

مشکلات کلی دانشجویان سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 4:1
به نظر من میشه انتقادهایی که دانشجویان با اساتید دارند را به چند دسته مشخص تقسیم کرد. بهتره که در ادامه کار سعی کنیم که پیشهادهایی که به نظر عملی و معقول می‌رسند دوستان پیشنهاد کنند تا شاید دانشجویان بتونن با حرکت‌های هماهنگ این مشکلات رو حل کنند.

۱. مشکلات مربوط به ارسال مقالات. این مشکلات اغلب برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی پیش میاد. در وبلاک اساتید علید تقلب در این مورد زیاد بحث میشه. مشکلات معمولاً نوشتن نام اساتید بر روی مقالات بدون مشارکت آنها و یا اجبار اساتید برای نوشتن نام آنها در اول لیست و گاهاً من در موارد حاد تر من مواردی رو سراغ دارم که در مورد دانشجویان کارشناسی که دانشجو تمامی کار را انجام داده ولی حتی اسمش هم روی مقاله قرار نیست بیاد.

۲. مشکلات نمره دهی: این مشکلات کلاسیک دانشکده ما بوده. استادی میگه ورقت با من حرف نمی‌زنه، استادی به قیافه دانشجوها نمره می‌ده، استاد بین دانشجویان دختر و پسر فرق می‌زاره، استاد به نور چشمی‌ها حال میده، استاد بر اساس شناخت (که ممکن است دانشجویان گمراهش کنند) نمره می‌دهد، استاد رندم نمره می‌دهد، استاد برای دانشجوی غایب نمره می‌دهد(این برای خود من پیش آمده) و در نهایت به هر نحوی استاد ورقه‌های دانشجویان را منصفانه تصحیح نمی‌کند.

این مشکلات به نظر می‌رسید که کمتر شده ولی هنوز پا بر جا هستند.

۳. برخی اساتید با دادن نمرات راحت سعی می‌کنند محبوب شوند. به هر حال همه دانشجو‌ها از اساتیدی که کم و یا بیش به اصتلاح گلابی هستند خوششان می‌آید. این اساتید در نظر سنجی‌ها دارای امتیاز بالا، کلاس‌هایشان پر ثبت‌نام، همه با اینا می‌خواهند پروژه بگیرند و ....
برای گذراندن یک درس شاید این اساتید به نظر خوب برسند ولی در دراز مدت دانشجویان از این اساتید ضربه‌ می‌خورند و رشد این روند باعث افت شدید کیفیت آموزشی خواهد شد.

۴. اساتید به روز‌نشده: برخی از اساتید با دانش زمان دانشجویشان هنوز تدریس می‌کنند. این‌ها عادت دارند که درس‌های مشخصی رو در  روز‌های مشخص هفته و حتی گاهاً من احساس می‌کردم که سناریو درس دادن این اساتید هم روتین شده! خوشبختانه نسل اساتید بسیار قدیمی نیز رو به کاهش است.
برخی از اساتید سؤال‌های امتحانی ثابت دارند و اجازه نمی‌دهند که دانشجویان سؤال‌ها را از سر جلسه خارج کنند زیرا تا سالیان متوالی همین‌ها سؤال‌های امتحانی خواهند بود(این هم یکی از عوامل محبوبیت می‌تواند باشد!)

۵. عدم عملکرد شفاف: در بسیاری از جاها اساتید در جلسه اول ترم میزان نمره هر کدام از بخش‌های درس را اعلام می‌کنند(که ممکن است تغیر کنند یا بازه برای نمرات مشخص کنند) و در هر کدام از بخش‌ها تا جایی که امکان دارد اعلام کنند. برخی از اساتید دوست دارند که کل نمره را درسته دست‌ خودشان داشته باشند و به دانشجو به هیچ وجه جواب ندهند.

بچه ها به یاد دارند، من وقتی TA درسی بودم و ورقه امتحانی تصحیح می‌کردم نمره‌های امتحانی دانشجویان را برای ریز ترین بخش ممکن می‌دادم (مثلاً اگر سؤالی a,b, c داشت، نمره هر کدام را جداگانه اعلام می‌کردم). استاد هم از سوی دیگر استاد بعد از امتحان جواب سؤالات را همراه با بارم اعلام می‌کرد. به این ترتیب دانشجویان احساس نمی‌کرند که در حق آنها ظلم شده باشد.

۶. عدم ارائه حق اعتراض به دانشجویان: زمان ما بسیاری از اساتید همانطور که در بخش فبلی اشاره کردم فقط یک نمره نهایی به دانشجویان اعلام می‌کردند و دانشجویان از این که چرا نمره آنها کم شده است بی اطلاع بودند. اغلب این موارد به این دلیل بود که اساتید بر روی معیارهای دقیقی نمره دهی نمی‌کرند.
البته مشکل دیگر این بود که برخی از دانشجویان فرق اعتراض(یا دیدن ورقه) و چانه‌زنی رو نمی‌دانند. خوشبختانه تا اونجا که حافظه من یاری میده بچه‌های دانشکده ما در این مورد عملکرد بسیار خوبی داشتند.
دیدن ورقه و گاهاً توضیح برخی از مسائل که دانشجو فکر می‌کرده درست نوشته ولی در عمل اشتباه نوشته به نظر من می‌تواند بخش مهمی از آموزش دانشجویان باشد.

۷. درگیری های بین اساتید: در برخی از دانشکده‌ها گاهاً اساتید اختلاف سلیقه‌هایی دارند. در دانشکده ما این در گیری از قبل به حالت نا مناسبی بوده. تا اونجا که من خبر دارم طرفین درگیری های قبلی دیگر دانشکده نیستند ولی درگیری‌های جدیدی در دانشکده به وجود آمده است.
دود این درگیری‌ها معمولاً توی چشم دانشجو‌ها می‌ره. سیستم آموزشی نا کارآمد می‌شه، و در نهایت بدترین بدآموزی برای دانشجویان است.

فکر کنم پست بسیار طولانی شد. سعی می‌کنم بقیه موارد را در پست‌های دیگر بفرستم.  پیشنهاد می‌کنم که سایر دوستان موارد کامل کننده و راه حل‌هایی که از نظر دانشجویان عملی باشد برای اینها پیشنهاد کنند. یه راه حل اینه که اساتیدی که این وبلاگ رو میخونن شاید همراهی کنند.


نوشته شده توسط امير هدايتي  | لينک ثابت

جنگ استادي! سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 0:49
به نام خداوند جان آفرين

- ...
-  البته بچه ها من بهتون بگم دکتر فلاني ديگه جزء منقرض شده هاست!
- من مقالات بسياري تو اين زمينه دارم ولي هرگز اسمي از دکتر فلاني نشنيدم، ايشون بلوف ميزنه!
- من اصلا Gate Level رو قبول ندارم و دکتر فلاني که ديگه جاي خود داره!
- دکتر فلاني بيشتر خالي بنده تا استاد!
- بلد نبود، براي همين تو دفاع يکي از دانشجوش، خودش و دانشجوش رو  آش و لاش کرديم!
- ديگه جزء پير پاتالاهاست، دايناسورهاي روي جلد کتاب تننباوم منقرض شدند، ايشون هنوز هستند!
- سواد ايشون در حد همون کتابي که نوشتند، شما حرف‌هاي ايشون رو جدي نگيريد!
- خوب شد دانشکده دانشجوي ارشد و دکتري گرفت و گرنه دکتر فلاني بايد غاز مي‌چروند!
- ...
ممکن است شما هم جملاتي نظير اينها را از زباني استادي شنيده باشيد که براي توصيف استاد ديگري بيان مي‌شود.
جنگ استادي،‌ موضوعي است که در دانشکده‌هاي مختلف و به شکل‌هاي مختلف ديده مي‌شود. جنگ استادي با بحث علمي و يا اختلاف نظر تفاوت دارد. بحث‌هاي علمي و اختلاف نظر بين اساتيد ناشي از تفکر آنهاست، اما جنگ استادي، ناشي از عدم تفکر است. در بيشتر جنگ‌هاي استادي رگه‌هايي از لج‌بازي، کج فهمي، عدم بررسي و نظاير آن ديده مي‌شود که بيشتر کلاس شخصيت طرفين را زير سوال مي‌برد. 

جنگ استادي در سطوح  و شکل‌هاي مختلف ديده مي‌شود، برخي اساتيد تنها به الفاظ بسنده مي‌کنند، و برخي از هيچ کاري براي کوباندن مشت محکم بر دهان ديگري دريغ نمي‌کنند. اين جنگ‌ها برخي اوقات به سطح دانشجويان کشيده مي‌شود و دانشجويان (بيشتر در سطح کارشناسي ارشد و دکتري) قرباني مي‌شوند. پايان نامه کارشناسي، دفاع پايان‌نامه‌هاي ارشد‌، دفاع تز دکتري و نظاير آن از جمله جاهايي است که اين بحث‌ها به اوج خود مي‌رسند و با احتمال بسياري به قرباني شدن دانشجو مي‌انجامد. دانشجويان در اغلب اوقات تنها نظاره‌گر اين جنگ هستند و نمي‌توانند کاري از پيش ببرند. البته برخي دانشجويان نيز حاملان خبر هستند و اين جنگ را دامن مي‌زنند.
چندي پيش، يکي از دوستان بسيار نزديک ما از تز دکتري خود دفاع نمود. استاد کارشناسي ارشد ايشان در مقابل استاد تز دکتري ايشان در مقابل هم صف‌آرايي نمودند. اين جنگ برنده نداشت و تنها بازنده ميدان دوست گرامي ما بود که دفاع او از حالت علمي خارج شده و به جايگاه ارائه نظرات شخصي تبديل شده بود. شايد اگر سکوت انديشمندانه استاد تز دکتري ايشان نبود، اين دفاع عواقب جانبي بيشتري را بهمراه مي‌داشت.
بهرحال،‌ به دور از نتيجه جنگ استادي، اين جنگ‌ها سبب پائين آمدن کلاس شخصيت اساتيد و هدر رفتن توانايي آنها مي‌شود. علاوه بر اين، سبب تحريک دانشجويان براي طرفداري از استادي و کوباندن استاد ديگر خواهد شد.

موافقان: بابا، بزار دعوا کنند، حال کنيم!
مخالفان: آخرش هم همه چيز سر ما دانشجوها خراب ميشه!

شما چه فکر مي‌کنيد؟ اگر دوست شما قرباني اين جنگ باشد، به او چه مي‌گوئيد؟
نوشته شده توسط سيد مهدي زرگرنتاج  | لينک ثابت

نقد شجاعانه و عادلانه يا تعرض گستاخانه و متعصبانه دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 21:40
به نام خداوند جان آفرين

نکته مهمي که نبايد با نقد کردن عملکرد يکسان دانست، توهين و تعرض گستاخانه به مقام استاد است. نقد کردن شجاعانه و عادلانه با تعرض و توهين تفاوت دارد. ما مي‌توانيم عملکرد اساتيد را مورد نقد قرار دهيم و نظرات واقع‌بينانه خود را بيان نمائيم اما حق نداريم به اساتيد توهين نمائيم. توهين و تعرض به استاد در هيچ فرهنگي و به هيچ گونه‌اي پذيرفته نيست.
در اين وبلاگ قصد توهين به هيچ استادي را نداشتيم و نخواهيم داشت. قرار نيست شمشيري به دست بگيريم و با اولين اشتباه فرد را قرباني کنيم و يا جنگ استاد و دانشجو راه بياندازيم. هدف، بيان رفتارهاي دانشجو گريز اساتيد، نظرات و ديدگاه‌هاي مختلف نسبت به آنها و چاره‌انديشي براي آنهاست. دسته‌بندي اساتيد، امتيازدهي به آنها و نظاير آنها فراتر از حد اين وبلاگ و کار کارشناسي وسيعي مي‌طلبد.
در اين وبلاگ از نوشتن نام اساتيد و بياني که سبب شناسايي آنها شود، پرهيز مي‌شود و تنها عملکرد مورد نقد قرار مي‌گيرد، چرا که استاد با دانستن نظرات مختلف مي‌تواند خود را اصلاح نمائيد، البته در صورتيکه بخواهد خود را اصلاح نمايد و نيازي به بردن نام استاد نيست.
بهرحال، ما از نوشته‌هاي منصفانه، متفکرانه و دوستانه همه دانشجويان استقبال مي‌کنيم.

نوشته شده توسط سيد مهدي زرگرنتاج  | لينک ثابت

اخلاق علمي دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 13:15
به نام خداوند جان آفرين

دکتر کيارش بازرگان ويدئو جالبي در مبحث اخلاق علمي تهيه نموده‌اند که در وبلاگ profs-against-plagiarism قرار داده‌اند. اين ويدئو، نگاهي متفکرانه و دلسوزانه به کاستي‌هاي عملکرد اساتيد و دانشجويان و وظايف آنها در حفظ و رعايت اخلاق علمي دارد.
براي مشاهده ويدئو به آدرس ذيل مراجعه کنيد.
http://profs-against-plagiarism.blogspot.com/2008/09/blog-post_14.html

با تشکر از دکتر بازرگان و همکارانشان که براي همه ما ارزش قائل شدند و وقت خود را به اين کار اختصاص دادند.
نوشته شده توسط سيد مهدي زرگرنتاج  | لينک ثابت